الفيض الكاشاني

59

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

براى اين كه سخن به درازا نكشد از اين مطلب در مىگذريم . بارى به همين گونه در امور آخرت نيز مثالهايى آورده شده كه ملحدان و بىدينان به سبب جمود فكرى و تشبّث به ظاهر امثال آنها را تكذيب و نقض مىكنند ، و در برابر گفتار پيامبر خدا ( ص ) كه فرموده است : « روز قيامت مرگ را به صورت قوچ كبود رنگ مىآورند و سر مىبرند » « 40 » ملحد نادان از جابر مىجهد و آن را تكذيب مىكند و آن را بر كذب پيامبران دليل مىآورد و مىگويد : شگفتا مرگ عرض و قوچ جسم است ، چگونه ممكن است عرض به جسم مبدّل شود ، آيا جز اين است كه امرى محال است ؟ ليكن خداوند متعال اين احمقان را از شناخت اسرار خود محروم كرده و فرموده است : وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ ؛ اين بيچاره نمىداند كسى كه گفته است : در خواب ديدم قوچى آوردند و گفتند اين وبايى است كه در شهر است و آن را سر بريدند . معبّر به او گفته است : راست مىگويى موضوع همان است كه در خواب ديده‌اى و آن گوياى اين است كه و با قطع مىشود و ديگر هرگز باز نخواهد گشت ، زيرا به حيوان ذبح شده اميد بازگشتى نيست . بنابر اين ، تعبير گوى در تعبير خود و بيننده در آنچه در خواب ديده هر دو صادق بوده‌اند و حقيقت اين خواب بدين امر بازگشت دارد كه فرشتهء موكّل به خواب كه ارواح را در خواب به آنچه در لوح محفوظ است آگاه مىكند از چيزى كه در لوح محفوظ بوده با مثالى كه براى او زده وى را آگاه كرده است ، زيرا خوابيده مثالى را كه راست و معناى آن صحيح است احتمال مىدهد . پيامبران نيز در دنيا با مردم سخن مىگويند در حالى كه اين دنيا در مقايسه با آخرت عالم خواب است . از اين رو بنا به حكمتهاى الهى و لطفى كه خداوند به بندگانش دارد به منظور آن كه آنچه را مردم از ادراك آن بدون ارائهء مثال ناتوانند آسان گرداند پيامبرانى معانى را با مثال به فهم مردم مىرسانند . اين كه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : مرگ را به صورت قوچى كبود رنگ مىآورند مثالى است كه براى فهمانيدن معناى يأس از مرگ جهت مردم آورده شده و دلها به حكم سرشت و طبيعت تحت تأثير مثال قرار مىگيرند و از اين راه معانى در دلها ثابت و پايدار مىماند ؛ به همين سبب قرآن از نهايت قدرت حق تعالى به « كُنْ فَيَكُونُ » * تعبير فرموده ، و پيامبر خدا ( ص ) با عبارت : « دل مؤمن ميان دو انگشت از انگشتان خداوند رحمان است » سرعت دگرگونى آن را از سوى خداوند بيان كرده است . و ما در كتاب قواعد العقايد از بخش عبادات به حكمت

--> ( 40 ) صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 152 از حديث ابى سعيد .